تکاب Ø¢Ù?ریقای Ú©ÙˆÚ†Ú© (اØÂد نباتی)آنا Ã›Å’Ã™Ë free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
سلام به همه ببخشید یکم دیر کردم ولی با یه مقاله جدید در مورد تکاب اومدم و بر این عقیده ام که باید گفت :
انگار باید با خودکار سیاه نوشت ،انگار باید این گونه بر قاموس لغات که آمیخته به جوهر خودکار است ،تمام دل واپسی ها را براین کاغذ خط خطی فشار داد تا با تمام وجود بیان کرد ،بیان کرد که در شب یلدای فلک زدگی بشر و در گذر از بکرترین نقاط ایران از ناگفتنی های دردناک گفت:
باید گفت که در جنوبی ترین نقطه آذربایجان و در محروم ترین نقطه این سرزمین سرشار از فرهنگ ،شهری وجود دارد ،شهری با بانک های سر به فلک کشیده ،شهری با تمدن دیرینه و سرشار از تاریخ ،انگار جغد بدیمن آوارگی قصد پرواز از این شهر را ندرد.انگار این جا هيچ كس نمی خواهد به این جمله عمل کند که:
«شهرهای خوب را مردمان خوب می سازند» شب های یلدای فلک زدگی یکی پس از دیگری سپری
می شوند و در این شب یلداها هیچ کس نمی خواهد خود باشد ،آری خود باشد تا جوهرهی پیشرفت دیگر روی کاغذ خطی خطی گریه نکند ،باید گفت آری براین عقیده ام که باید گفت، بودن یا نبودن مسئله این است ،اینجا گوشه ای از گهوارهی تاریخ است و اینجا تکاب است ،تکاب ،به تعبیر سیاه نوشته هایم آفریقای کوچک شهری که امروزه به دهکده ی بزرگ البته با مشکلات شهری تبدیل شده است،تنها مشکل ما این نست که ما به یک دهکده بزرگ تبدیل شده ایم ،این گوشه ای از مشکلات ما است .
بر اين باورم كه چترها را بايد بست ؛ زير باران بايد رفت ؛ فكر را ، خاطره را ، زير باران بايد برد ، با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت . زير باران بايد چيز نوشت ، حرف زد ، زندگي تر شدن پي در پي ، زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است ... رختها را بكنيم آب در يك قدمي است .
اينجا بوي اعتماد نمي آيد اينجا مردم فکر سرمایه گذاری را در بقچه هایشان بسته بندی کردهاند و بدون هیچ گونه تفکر اقتصادی مولد فقط روزها را سپری می کنند مردم اکثر سرمایه های خود را در بانك ها ریخته و کمتر از اصل ریسک پذیری استفاده می کنند و در این میان این بانک ها هستند که روز به روز سر به فلک می زنند البته با کمی تامل در تاریخ این شهر می توان دلایل خدماتی بودن این شهر را این گونه بیان کرد: در زمانی یهودی های(موسایی) زیادی در این منطقه زندگی می کردند تکاب در آن زمان پویا و در حال رشد بود و اما بعد از مدتی یهودی ها این شهر را بنا به دلایلی ترک می کنند و به اسرائیل کنونی سفر می کنند و تقریباً تکاب با کمبود جمعیت مواجه می شود و در این زمان بود که پدران ما از روستاها به تکاب آمدند و بدون افکار اقتصادی مولد شروع به حاشیه نشینی کردند و همین پدران ما با این نوع طرز تفکر کلنگ عقب ماندگیمان را بر زمین كوبيدند و این گونه بود که امروزه در این بانک های سربه فلک کشیده جای برای سوزن انداختن نیست و می توان حتی به جرات گفت که ترافیک بانک های تکاب برابر ترافیک بانکهای شهرهايي همچون ارومیه – زنجان شده است و مردم با اين نوع تفكر بستر خدماتي شدن را تقويت مي كنند.
حال خورشید در بن بست قرار گرفته است آیا کسی این درها را باز خواهد کرد؟
تکاب در جنوبی ترین نقطه اذربایجان غربی همانند خورشیدی است که از شرق با شهرستان ماهنشان(استان زنجان) از جنوب با شهرستان بیجار (استان کردستان ) از جنوب غربی باشهرستان سقز(استان کردستان) از غرب با شهرستان شاهین دژ (استان آذربایجان غربی ) و از شمال با شهرستان هشترود (استان آذربایجان شرقی ) همسایه است. با تمام مرزهای مشترک که با 4 استان مذکور دارد ولی عملاً در بن بست جغرافیایی قرار گرفته است چرا تکاب با این همه مرز مشترک جاده و راه ارتباطی ندارد ؟ مگر می شود خورشید در مرکز باشد ولی پرتوهای نوری ساطع نکند ،حال قطار توسعه ماه هیچگاه رنگ و بوی توسعه نخواهد دید مگر با راهسازی .
و اما نمی دانیم جواب این سوالها را از چه کسی بگیریم؟
چرا در این شهر طرح های عمرانی یکی پس از دیگری فراموش می شوند؟ و یا از سینما اسکلت که امروزه تغییر کاربری داده ، چه خبر؟ از کمربندی جهاد که در حال حاضر بن بست است چه خبر؟ از آسفالتهای بی نظیر چه خبر؟ و یا از طرح زیبا سازی کوه هم جوار پارک ملت چه خبر؟ از ترمينال كه در منطقه پرت شهري ساخته شد چه خبر ؟ از كوي پاسداراني كه از نظر ساخت و ساز معماري دچار مشكلات زيادي است چه خبر ؟ از ورودي هاي بسيار زيباي يك شهر توريستي چه خبر ؟ و ...
چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید انگار باز مجبورم بگویم چرا که همیشه پایان این نوع نوشته ها را این چنین خط خطی می کنم من نمی دانم فقط این را می دانم که دانستم بیشتر از ندانستنم مرا آزار می دهدآینده را بسازیم منتظر آینده نباشیم. و از خداوند متعال بخواهيم كه فرج آقايمان امام زمان (عج) را نزديكتر كنند چرا كه :
رفتي كلاس اول اين جمله را عوض كن آن مرد تا نياييد باران نخواهد آمد ‹نعمتي›
با تشکر فراوان احد نباتی
| |
|
ابتدا از تاریخ این شهر کهن و بعد تصاویر گویاست به کسی نگی گریه می کنه
اگه تحمل نداری پایین نرو![]()
تاریخچه شهر تکاب (افشار)
اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای بزرگی است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایههای سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم مىشد: یکى قاسملو و دیگرى ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحى ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدى باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.
واژه افشار به معنی چابک و علاقهمند به شکار است. وازه افشار از ایل افشرانلو یا هفت شرانلو گرفته شده است که این ایل به همین نام هنوز در شمال خراسان زندگی میکنند. توتم و حیوان مقدس قبیله افشار در قدیم گونهای از عقاب به نام تاوشائچیل بوده که اغلب شکار خرگوش میکند.
زبانهای رایج درتکاب شامل ، ترکی - کردی سورانی و کرمانجی میباشد. کرمانجی که در گذشته در بیشتر نواحی و روستاهای تکاب رایج بود بتدریج توسط زبان ترکی جایگزین شدهاست. گویش کرمانجی که شاخه بزرگی از زبان کردی شمال میباشد هنوز در طوایف شاقی (شقاقی،شکاکی)، شرانی، موصولانی(موصلانلو)٬ زاخورانی (زعفرانلو) و صربیانی که ایل افشار را تشکیل میدهند در منطقه افشار تکاب تکلم میشود. ایل بزرگ افشارکه در شرق ترکیه ساکن میباشند نیز به ترکی و بسیار کم کرمانجی صحبت میکنند.
غذای محلی ایل افشار در منطقه افشار تکاب کله جوش یا ماوکا نام دارد. لبنیات مصرفی افشاریها نوعی پنیر ریز بسیار خوشمزه ومقوی بنام شور است که همراه با کره محلی مصرف شده و فقط در این ناحیه ازایران یافت میشود.خوراک مخصوصی که موقع دندان در اوردن کودکان شیر خوار پخته و به انها داده میشود دَََََنَک نام دارد که ازحبوباتی مثل نخود وماش درست میشودوسبب تقویت دندانهای نوزاد میشود.
فرش افشار که از پشم گوسفند و رنگهای طبیعی بافته میشود شهرت جهانی داشته و به فرش اهنین معروف است.نقش ونگارهای این فرش و نیز گلیم افشار که در انهاشکل ماهی وقوچ ودیگر حیوانات دیده میشود در همه نقاط اسکان ایل افشار در ایران وترکیه و شمال عراق مشابه است. رقص محلی در مناطق ایل افشار با گرفتن دستهای یکدیگر وحرکات موزون انجام میشود
...
اینجا تکاب ساعت دیماه بی مروت * بدبخت کارگرها سیمان نخواهد امد
...
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن*آن مرد ت نیاید باران نخواهد آمد
به امید ظهور آقا امام زمان (عج)
حال بر سر این ایل بزرگ چه امده است ![]()
نشانهای افتخار بر گردن مسئولین

کمر بندی و خیابان بسیج

کمر بندی و خیابان بسیج

اختلاف سطح رو حال می کنی

کمربندی که از زمان ریاست جمهوری جناب آقای رفسنجانی در دست احداث است
منتظر سری دیگر عکسها باشید

بي گمان مجلس شوراي اسلامي يكي از اركان مهم وتاثير گذار در عرصه حاكميت نظام جمهوري اسلامي است وقطب بي بديل در حوزه قانونگذاري ونظارت بر اعمال و اجراي قانون توسط دولت به معناي عام كلمه است مجلس عصاره فضايل فكري آحاد جامعه وبزرگترين نهاد مردمسالاري ديني است اين نهاد عظيم به اعتبار قانون اساسي چهارچوب بودجه كلان ساليانه تخصيص اعتبارات عمراني و خدماتي كشور را به تصويب مي رساند و دولتها را در فرايند مديريت دخل وخرج به اجراي دقيق قانون مجاب مي نمايد و در صورت تشخيص آنان را در انجام بهتر تكاليف قانوني مورد مواخذه قرار مي دهد علي رغم اينكه هر نماينده بر اساس سوگند نامه وكالت نماينده آحاد ملت است و از طرفي زبان گوياي مشكلات وبيان كننده نقطه نظرات شهروندان حوزه انتخابيه خود است ليكن با گذشت 28 سال از عمر مجلس شوراي اسلامي و حضور مداوم مردم تكاب در عرصه اتخابات به جز نمايندگي دوره اول كرسي تكاب عملا فاقد نمايندگي بوده است وشهرهاي شاهيندژ وتكاب با محوريت شهرستان مياندواب با جمعيتي قريب به پانصد هزار نفر داراي 2 نماينده در مجلس شوراي اسلامي است.لذا در هر دوره عرصه انتخابات مجلس بلحاظ عدم توازن جمعيتي قبل از هر چيزي ميدان رقابت و كورس عصبيت هاي قومي وقبيله اي است.ورقابت كانديداها پيش از آنكه با معاير قانوني واصلح گزيني بر شايستگي سالاري سنجيده شود اولا بالذات ميدان گزينش از منظر تعصبات و همشهري گرايي وسپس معيارهاي متعارف ديگر مي باشد .لذا شهرستان تكاب بدليل رقابت غير عادلانه از قبيل برابري نفوس جمعيتي عملا در هر دوره قبل از برگزاري اتخابات و اعلام نتيجه أن اؤ عرصه انتخابات خارج مي شود.عليهذا استقلال اين حوزه ومعرفي نماينده مستقل از اين شهرستان به مجلس شوراي اسلامي از مطالبات مسلم وبحق مردم اين منطقه مي باشد مضاف بر اينكه اعمال وضعيت كنوني بلحاظ حقوقي هم از حجيت شرعي برخوردار نيست زيرا مردم محترم شهرستان مياندواب در انتخابات مجلس ضمن انتخاب نماينده خود صرفا به دليل كثرت جمعيت سرنوشت سياسي منطقه ما را نيز با انتخاب دوم خود رقم مي زنند ودر حقيقت حق انتخاب كردن ويا انتخاب شدن براي نفر دوم در محتواي فقهي وظرف حقوقي ازآن مردم تكاب است كه خود مردم بايد آنرا تشخيص دهندولذا آنچه تاكنون اتفاق افتاده ومنشا قدرت وانتخاب در آن سامان گرديده كثرت جمعيت آن ديار بوده وتبلور اراده جمعي اين شهرستان نبوده است.وبر همين اساس است كه در فرايند هر دوره چهار ساله شهروندان تكابي چهار ساعت نمايندگان حوزه انتخابي خود را در كنار خود نمي بينند شهرستان تكاب صاحب يكي از بزرگترين آثار تاريخي ثبت شده جهاني يعني تخت سليمان به بلنداي تاريخ تمدن ايران وزمين با كاني هاي عظيم وذيقيمت ونزديكترين شهر استان به پايتخت همچنان در بين شهرهاي استان در غربت ومحروميت مي زيد وداغ اين محروميت زماني مضاعف است كه در عرصه قانونگذاري وكيلي برخواسته از اراده اين مردم در ساحت مجلس شوراي اسلامي ندارد واين با حقوق مدون ومصرح قانون اساسي در تضادي آشكار است قانون اساسي آن ميراث جاويدان هزاران هزار شهيد هر قوم وتياري را محترم وبر حقوقشان پاي مي فشارد وحتي با اختصاص كرسي به نمايندگان اقليت هاي ديني آنها را عزيز مي داردكوتاه سخن اينكه جوانان پاك سرشت وغيرتمند اين شهرستان همگام باهمرزمان شهيدشان در گردان خاتم النبيادر كوران جنگ با اجانب در جبه كردستان در جهادي تن به تن وچشم در چشم با پاكسازي مناطق نشان فتح وظفر گرفتند ووظيفه شرعي خود رانسبت به انقلاب ونظام مقدس ادا نمودند ليكن امروزه انتظار مي رود صاحبان منصب عرصه حاكميت از انجام حقوق متقابل برآيند.
فاجعه بحران اخلاقی کارگران تکابی مقیم تهران
اکثر کسانی که از تکاب برای پیدا کردن کار به تهران می روند جوانان پاک و معصومی هستند که بعد از رفتن به تهران جهت کارکردن به آدمهایی تبدیل می شوند که بعد از بازگشت به تکاب دیگر پایبند به هیچ اصول اخلاقی و انسانی نیستند.
علت کاملا مشخص است؛ روستایی همچون نبی کندی در 30 کیلیومتری تکاب را در نظر بگیرید. جوان این روستا به خاطر بیکاری و تامین مخارج زندگی برای پیدا کردن کار به شهرهای بزرگ کشورهمچون تهران می رود و از خانواده و محل زندگی اش برای مدتی نامعلوم دور می شود و سرنوشتی مبهم در انتظار او می باشد.این جوان هیچ گونه شناختی نسبت به محیط کلان شهری همچون تهران ندارد. بنابراین بعد از مدتی دچار انواع انحرافات اجتماعی می شود و هنگام بازگشت این جوان غیر از اندک پولی که از راههای نامشروع بدست آورده است با اعتیاد و بسیاری از انحرافات اجتماعی هم آشنا می شود.
اکثریت این جوانان در تهران به گوسفند فروشی روی می آورند و برای کسب حداکثردرآمد به دزدی در این شغل کاذب روی می آورند برای مثال تعدادی از آنها در وزن کیلوها و ترازوها تغییراتی انجام می دهند.از طرف دیگر محیط کثیف کاری به راحتی آنها را با مواد مخدر آشنا می کند.
تعدادی از آنها هم با فحشا و دیگر مسائل اخلاقی آشنا می شوند و در نهایت این جامعه و وطن اصلی آنها می باشد که تاوان این گونه بحرانهای اخلاقی را می دهد. نمونه آن تولد همزمان دو کودک نامشروع در روستای نبی کندی بود که در زمستان 86 به وقوع پیوست و یا تولد یک کودک دیگر نامشروع در روستای چوپلو در 35 کیلومتری تکاب بود. در رابطه با اعتیاد هم باید بگوییم که ورود اعتیاد به تکاب اگر توسط این کارگرها به تکاب بوجود نیامده باشد لااقل آنها در تسریع ورود هر چه بیشتر اعتیاد به تکاب نقش قابل توجهی دارند.
سینما اسکلت در تکاب

جلوی شهرداری و این همه اشغال عجب![]()
![]()

میدان تازه تاسیس در تکاب
![]()
|
شايد شما اصلا به يك دوربين جديد احتياج نداشته باشيد – شايد فقط كافي است با كارآيي هاي دوربيني كه داريد آشنا شويد. در اين مقاله به شما نشان مي دهيم | |